شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

34

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

آنجا كه فرمود : « الحسن و الحسين إمامان قاما او قعدا » . « 1 » « حسن و حسين دست به قيام بزنند يا سكوت كنند ، امام و پيشوايند » . سكوت امام حسين عليه السّلام از حق خويش در زمان امام مجتبى عليه السّلام نخست به جهت حق امامت امام حسن عليه السّلام بر او و ثانيا به دليل وفاى به عهد و پيمانى كه برادر بزرگوارش حسن عليه السّلام با معاويه بسته بود و يا علل و انگيزه‌هاى ديگرى كه خود حضرت از آنان آگاهى داشت ، صورت پذيرفت . معاويه در نيمهء رجب سال شصت مرد و پسرش يزيد را به جانشينى خود تعيين كرد . يزيد طى نامهاى به وليد بن عتبه پسر ابو سفيان فرمانرواى معاويه بر مدينه ، از او خواست تا از امام حسين عليه السّلام ، عبد اللّه بن زبير و عبد اللّه بن عمر براى او بيعت بگيرد ، اين دو تن از شهر گريختند و امام حسين عليه السّلام از بيعت خوددارى كرد ، و اين حادثه در اواخر رجب رخ داد . پس از اين ماجرا ، مروان حكم همواره وليد را براى بيعت گرفتن از امام تحريك مىكرد ، تا اينكه حضرت ناگزير شد در شب يكشنبه 28 ماه رجب به اتفاق فرزندان و برادرزادگان و برادران و كليهء اعضاى خانوادهاش جز محمد بن حنفيّه ، در حالى كه آيهء شريفهء فَخَرَج مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّب قال رَب نَجِّنِي مِن الْقَوْم الظَّالِمِين « 2 » را تلاوت مىكرد ، مدينه را به قصد مكه ترك گويد . حضرت ، مسير حركت خويش را در راه اصلىاش برگزيد ، خانوادهاش به دو عرضه داشتند : اگر شما نيز مانند ابن زبير تغيير مسير دهى ، دشمن نمىتواند شما را تحت تعقيب قرار دهد . امام عليه السّلام فرمود : « لا و اللّه ! لا افارقه حتّى يقضى اللّه ما هو قاض » . « نه به خدا سوگند ! از راه اصلى جدا نخواهم شد تا آن گونه كه خدا خواهد ، داورى نمايد » . امام عليه السّلام روز سوم شعبان در حالى كه آيهء شريفه : وَ لَمَّا تَوَجَّه تِلْقاءَ مَدْيَن قال

--> ( 1 ) . ارشاد : 2 / 30 . ( 2 ) . قصص / 21 .